تبليغاتX
معــبـــــــر
عاشقان با عشق یک معبر زدند ........ معبری از خویش، تا دلبر زدند

 

دو ساعت قبل« مصطفی» را در خواب دیدم ،

در عالم رویا با داداش شهیدم  مصطفی و جمعی از همرزمان او در بارگاه منور امام رضا(ع) بودیم انگار هیچکدام از دوستان  مصطفی را نمی دیدند و او فقط در نظر من ظاهر بود ...  پس از چندی گفت و گو دستش را گرفتم وبا خنده از او  پرسیدم : «آیا من هم شهید می شوم؟»

ومصطفی پاسخ داد :

 « به زودی به ما می پیوندی

 

خواستم سوال دیگری از او بپرسم که از خواب پریدم!

مرتضی شمسا - ساعت 12 ظهر ۱۳۶۵/۷/۲۵ (نقل به مضمون)

 

...و چند ماهی بیشتر نگذشته بود که مرتضای  پانزده ساله در عملیات کربلای 5 جاودانه شد و در کنار برادرشهیدش مصطفی در« بهشت صادق(ع)» بوشهر آرمید.

 

« روحشان شاد و راهشان پر رهرو»

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 19:22  توسط راوی  |